حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2214
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بعد پادشاهى بزرگ موسوم به ساندراكت ( چاندراگوپتا ) با قشونى نيرومند تمامى هند را درنورديد و از تمام اين ممالك وسيعه دولتى بزرگ تشكيل كرد . سترابون عدّه سپاهيان او را 400 هزار نوشته و پلوتارك 600 هزار . سلكوس اوّل نيكاتور با قشونى قوى بهند رفت ، ولى به زودى دريافت ، كه با چنين پادشاهى درافتادن خطرناك است . در نتيجه با او عقد صلح بسته از مستملكاتش در هند صرفنظر كرد و اينكه سهل است ولايات اين طرف رود سند را با رخّج و زرنگ ( سيستان ) و قسمتى از پاراپاميزاد ( شمال افغانستان كنونى ) و بلوچستان به او واگذارد ، بعد در ازاى اين معاهده پانصد فيل از سان دراكت گرفت و در جنگ ايپسوس ( 301 ) بر دشمنانش فائق آمد . معلوم است ، كه فتوحات ساندراكت در هند و رضايت سلكوس نيكاتور با آن همه گذشتها ، يونانيهاى باختر را خوش نيامد ، زيرا مقدونيها از زمان اسكندر در شهرهائى ، كه او در پنجاب بنا كرده بود ، برقرار شده بودند و بازگشت اين شهرها بپادشاه هند سلطه مقدونى و يونانى را برانداخته يونانيّت را در مشرق عقب نشاند . بنابراين يونانيهاى باختر ، كه دولتى تشكيل كرده بودند ، بيم آن داشتند ، كه مردمان شرقى يونانيّت را از باختر هم براندازند و از اين جهت ، وقتى كه آنتيوخوس سوّم بعد از عقد صلح با باختر به طرف هند راند ، يونانيها اميدوار گشتند ، كه بواسطه فتوحات او يونانيّت از نو در هند قوّت خواهد يافت ، ولى طولى نكشيد ، كه اوتىدموس مأيوس گرديد ، زيرا آنتيوخوس ترجيح داد ، با سوفاگزنوس « 1 » پادشاه هند از در صلح درآيد ، حتّى بعضى تصوّر ميكنند ، كه آنتيوخوس دور تر رفته بعض محلّها را هم به او واگذارد و سرحدّات هند برود باختر نزديكتر گرديد ، ولى در عوض چند فيل از پادشاه گرفت . اين پادشاه هند پسر آسكاو نوهء ساندراكت بود . پس از اين وقايع طولى نكشيد ، كه اوتىدموس از طرف سرحدّات جنوبىاش با هند داخل جنگ گرديد و قشون پسرش دمتريوس
--> ( 1 ) - Sophagesenus .